![]() |
![]() |
|
|
از گذشته گذشتم،تا آوار لحظه لحظه های تلخ رو سرم خراب نشن تا آجرا یکی یکی ، نرم نرم ، تلنگر نزنن که وقتی به هوش میام ، زیر آوار همه ی اون چیزایی باشم که خودم ساختم درک واقعیت تلخه و باورش سخته . کنار اومدن با آوار و تقلا برای نجات
امید میخواد امید من ، عشقمه ! شاید بهتر بود ، دونه دونه ی آجرا رو به همون گذشته پرت میکردم اما ، با وجود همه ی خراشهایی که رو تنم گذاشتن ، دوستشون دارم چون لمسشون کردم دوباره میچینمشون ، اما این بار دیوار نمیسازم روی زمین ، کنار هم و راه آینده رو میسازم و روی رنگ گذشته یه فرچه ی سبز میکشم شاید یه گل هم کشیدم ! (خیلی قشنگه وقتی داری راه میری زیر پاهات گل نقاشی کرده باشن،نه؟) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 0:30 توسط ماه پيشوني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پری دریایی
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| پیوندها |
|
نفيسه سارا مهشید |
|
RSS
|